سخت نگیر زندگی را

گاهی می بری ، گاهی می بازی
گاهی می زنی ، گاهی می خوری

گاهی جفت شش می آوری همان اول بازی مار و پله زندگیت
گاهی تا نزدیکی های آخر بازی تک شش هم نمی آوری

گاهی جفت شش های بازیت فقط می خورد به مارهای بلند بازی
گاهی همان یک تک شش آخر بازیت یک راست می رود تا خانه آخر

گاهی هزار در را می کوبی ، یکی باز نمی شود
گاهی همان در اول را که می زنی باز می شود

گاهی پشت هزار در سالم می مانی
گاهی همان اولین در باز شده می بردت به مسلخ

چه می دانی ” گاهی ” های تو را چطور نوشته اند
چه می دانی “گاهی ” های دیگران را چطور نوشته اند

گاهی بیاندیش به ” گاهی های خودت
گاهی بیاندیش به ” گاهی ” های دیگران

سخت نگیر زندگی را

شاید گاهی دیگر ” گاه ” تو باشد