دوست عزیزم آفای شاهین کلانتری در وبلاگ روزانه اش در یک پست با عنوان فهرست فهرست ها
نوشته اش را با این عبارت ها شروع کرده اند .

” روزهای من غالباً با سرزنش کردن خودم آغاز می‌شد:
– چرا زودتر بیدار نشدی؟
– چرا دیروز فلان کار را نکردی؟
– نکند امروز هم می‌خواهی فلان کار را عقب بیندازی؟
– …
و از این قبیل خودگویی‌هایی حوصله‌سربر. ”

این نوشته
و کتابی که این روزها دارم مطالعه می کنم
با عنوان ” زندانیان باور ” که راهنمای کاربردی تغییر باور ها است
و ماتیو مک کی و پاتریک فانینگ آنرا نوشته اند
و توسط سرکار خانم زهرا اندوز به زبان ما فارسی زبانان برگردانده شده
و انتشارات ذهن آویز آنرا منتشر کرده است
موجبی را فراهم آورد که این یادداشت را بنویسم .

برای ایشان نوشتم که پست شان حاوی یک نکته روانکاوانه و رفتار شناسی ظریفی هست
که می خواهم در اینجا هم نکته اش را خدمت دوستان علاقمند به هنر ارزشمند نوشتن توضیح بدهم .

روانشناسانی که در حوزه رفتارشناسی
و روانکاوی فردی و سازمانی فعالیت می کنند
الگویی را شناسایی و معرفی کرده اند که به زبان کاربردی اینطور می شود :

– هر انسانی یک مجموعه باورهای اساسی دارد
که این باورها هویت او و تصویری که او از خودش دارد را شکل می دهند .
مثل این باور اساسی که ” من نویسنده هستم ”

و بر پایه این باور اساسی خودگویی هایی را مرتب با خودشان دارند .

اگر خود گویی ها نشان از دغدغه های یک فرد نویسنده دارد ،
این خود نشانه مبارکی است از اینکه فرد خود را نویسنده می داند .
مثلا خودگویی هایی از این قبیل :
– چرا روزانه نویسی ام را به موقع انجام ندادم
– چرا کاغذ مناسب نوشتن شعر نگرفته ام
– چرا تایپ ده انگشتی را تمرین نمی کنم
– و خود گویی هایی که نشان دهنده
نگرانی های یک فرد نویسنده است .

اما اگر خود گویی ها هیچ نشانی از دغدغه های نویسنده ندارد
نشان از این است که هنوز به خود باوری
حاکی از نویسنده بودن نرسیده ایم .

این ارتباط بین باورهای پایه ( بنیادین – اساسی ) فرد
و خود گویی های او
که به نظر من نشان از “خود جویی ” و ” خودپویی ” وی دارد
نشانه ای از تصویری است که او از خودش دارد .

و پاسخ به این سوال از خودش است که ” من کیستم ”
و هر پاسخی که به خودش می دهد
در سایر اندیشه ها و رفتارهایش ( افکار و اعمال ) خود را نشان می دهد .

ثبت همین خود گویی ها در روزانه نویسی ها
می تواند بهترین روش برای ” خودافشایی ” باشد

که فاز اول ” تشخیص هویت ” و ” تغییر هویت ” و ” تغییر شخصیت ” است .
تا فرد بتواند به ” خود شناسی ” برسد

و بعد اگر لازم بود
در روزانه نویسی های بعدی وارد مراحل
– خود تحلیلی ،
– خود تغییری
– و خود شکوفایی
خود جدیدش بشود .

این “روزانه نویسی ” که در نوشته های آقای شاهین کلانتری عزیز به آن تاکید زیادی می شود
اگر به ثبت” خود واگویی ها “اختصاص بیابد

در علم ” خود روان تحلیلی ” Self-Psychoanalyzing
و ” خود روان درمانی ” Self Psycho Therapy
منبع تحلیل های زیادی قرار می گیرد .

برای دوستانی هم که مثل من علاقمند به داستان نویسی هستند
یادگیری چگونگی ثبت ” خود گویی های ”
شخصیت اصلی و محوری داستان
و سایر شخصیت ها
می تواند منبع خلق شخصیت های داستانی بزرگی بشود .

کاری که جناب صادق هدایت و سایر داستان نویس ها و رمان نویس ها
در ” داستان ها و رمان های شخصیت محور ” انجام می دهند .

خیلی از شخصیت های داستانی در داستان ها باخود حرف می زنند
مثل شخصی داستان ” بیگانه ” نوشته آلبرکامو
یا شخصیت داستان ” تهوع ” نوشته ژان پل سارتر .

حتی بعضی ها هذیان می گویند
مثل شخصیت اصلی در رمان جنایت و مکافات

یا جریان های فکری و ذهنی آشفته دارند
تا جایی که یک سبک داستان نویسی آفریده شده
که بر پایه همین ” جریان های سیال ذهنی ” است .
خلاصه این که این خود گویی ها را دست کم نگیرید
و با ثبت منظم آنها از مزایای ” خود – تحلیلی ” خود
و شخصیت داستان هایتان استفاده ببرید .